معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
774
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
در تفسير كبير آورده است كه چون از وفات يعقوب مدت بيست و سه سال منقضى شد و نعمتهاى ظاهريّه و باطنيّه دربارهء يوسف استكمال پذيرفت ، بعد از - اين از حقّ تعالى وفات بر دين اسلام خواست تا نعمت آن هنگام بر وى تمام گردد . و مورّخان در تواريخ چنين ايراد فرمودهاند كه چون ريّان بن وليد كه پادشاه مصر بود ، در ايّام حيات صدّيق بفرمان و توفيق خداوندى جلّ ذكره بر ملّت اسلام و توحيد بود و چون تخت سلطنت را وداع فرمود و مدّت پادشاهى او متناهى شد ، كافرى فاجرى از بنى اعمامش كه قابوس بن مصعب نام داشت بر سرير فرماندهى بر جاى او بنشست و بتجديد رسوم فراعنه و عمالقه ، كه در عهد معدلت ريّان از صفحات زمان ، ارقام آن محو شده بود فرمان داد و هر چند يوسف بنا بر وحى سماوى آن را از اعمال و افعال رديّه و اعمال ذميمه نهى مىفرمود و بارتكاب معاملات پسنديده امر مىكرد قابوس سرباز زده تصديق نبوّت صدّيق نمىنمود و با وجود كفر و شرك تعظيم جانب صدّيق را در ذمّه خود واجب مىشمرد و تقديم او را سبب ثبات قواعد سلطنت مىدانست و حضرت يوسف از اسلام قابوس مأيوس گشته و از ابا و امتناع او ملالتش افزوده ، حيات خويش را نخواست و ممات را بر حيات اختيار فرمود تا شبى از شبها كه شادروان زرافشان ضيا را فرّاش تقدير از سر عروس سراى عالم در كشيد و خوان سالار قدرت خوان شمشادى « وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً » را از پيش مهمانان وليمهء « وَ جَعَلْنَا النَّهارَ مَعاشاً » برداشته مسلوخ بريانى « 1 » زعفرانى شفق را بر طبق آبنوسى « وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ » بر دستارخوان « 2 » « وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً » دركشيد . حاصل در آن شب كه خلق از تكاپوى اشغال و گفتگوى هجر و وصال براحت
--> ( 1 ) - ح : سلوخ پرنيانى زعفرانى شفق را بر طبق آبنوسى . ( 2 ) - ح : بر دستارخوان .